پارت سی :

شومیزی زرد رنگ انتخاب کرد. شلوار جینی زغالی رنگ و آرایشی ملیح! تمام مدتی که در حال آماده شدن بود، به این فکر می کرد که قاتل مادرش چه شکلی است؟ تمام مدت بغضش را فرو داده بود. اکنون وقت فروپاشی نبود. باید نقش اش را به خوبی بازی می کرد. باید در آن نقش لعنتی حل می شد تا فرصتی مناسب پیدا می کرد.
آرسین از حمام بیرون آمده بود و همچنان بی توجه به او، به صحبت با تلفن مشغول بود. بعد از قطع تماس، باز ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.