پارت بیست و هشتم :

تا پایان مهمانی، تقریبا چیزی از صحبت های اطرافیان نفهمید. غرق جمله ی پایانی ماهرو بود و راهکاری که به دلش زخمه می زد. تا کنون در زندگی مشترکشان هیچ کاری را بدون رضایت مهران انجام نداده بود. به جز!!!
به عکس ها فکر کرد. کاری که مهران دوست نداشت و او با جسارت تمام انجامش می داد. عکس ها مثال نغض بودند و راهی برای حدس زدن عکس العمل احتمالی مهران! مرد او با وجود مهربانی، در قبال کارهایی که رضای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.