پارت بیست و هفتم :

_دمغی آبجی!
از جایش پرید. خواهر مهران بود. ماهرو! دختری که سال ها بود نه تنها دختر خاله، بلکه رفیق، همدم و خواهر بزرگ ترش نیز بود. شیطنت های دو پسر دو قلوی چهارساله اش مانع از ارتباط زیادش با سایرین می شدند؛ اما از همان راه دور هم بارها و بارها مانند خواهری مهربان گوش شنوایی برای درد دل هایش بود. اکنون که جمعیت سرگرم خوردن دسر و صحبت با یکدیگر بودند و مهران و مردهای فامیل نیز وارد بحث کا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ,,, مریم گلی

    2

    خیلی قشنگه ،دوتا داستان متفاوت و هیجانی رو بازگو میکنه که هر دو قشنگن ،فقط پارت ها یه کم طولانی بشه خیلی خوب میشه ،ممنون نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    ممنون از نگاه قشنگتون🙏🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!