جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و یازده :
دوبار توی شقیقه ام زدم و زیرلب گفتم:
-اریکای احمق نشونه ها جلو چشمت بودن و نفهمیدی! حتی حس میکردی چشم و ابروی جیسون به شدت اشناست اما باز هم نتونستی حدس بزنی.
اما کدوم برادر سیاه بود، و کدوم سفید؟ چون هر دو مجرم بودن مگر این که ذات رو با جرم و قانون در نظر نگرفته باشه.
وای زیر فشار عصبی دارم عقلم رو از دست می دم. التماس می کردم این عشق لعنتی که توی قلبم ریشه کرده از بین بره چون هیچ
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂🥰چه خوب ولی چرا
۲ سال پیشFoZoL
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
ذوققق مرگ شدم که😍🥰مرسی از نقد قشنگت
۲ سال پیشحشمت
0همینجوری ادامه بدی میترکونییی🤌
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
حشمت جوون💚
۲ سال پیشالمیرا
1قشنگ ترین رمانایی ک توی عمرم خوندم رماناهای تو بودن عزیزم♥ عالی مث همیشه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
ذوق مرگ ترین شدم😭😍💚
۲ سال پیشمحیا
3حدیث فسیل شدیم از بس اریکا و جیسون رو باهم ندیدیم😭
۲ سال پیشاسما
0جوری که اریکا قراره جوخه رو به اوج برسونه🥲
۲ سال پیشZarnaz
0عزیزم چقدر اریکا مهربونه❤️💋دوستش دارم با اینکه جیسون عزیزم رو ازیت میکنه🥰💋
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشفاطمه
0اریکا شهر *** اسم رسمی درست کن بهترین جوخه بیوه ها باشه رو این دو برادر کم کن بدونن کم کسی نیستی 😎👊
۲ سال پیشfate
0کدزتبسنبزنلزحبس26ثمتلحعس
۲ سال پیشسیتا
0حالا رئیس هم دختره و چطوری قراره جیسون پیداشون کنه 🤔
۲ سال پیشناشناس
1حدیث جان این پارت واقعا کم بود🥺
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
درگیر امتحانات میانترمم هستم عزیزم
۲ سال پیشاسرا
0اریکا راه روش رییس انجام میده خوب اون پیدامیکنه که یابراش مهم نیست؟
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
جان؟
۲ سال پیشآمینا
1اریکا بزن روی دوتا داداشا رو کم کن😅
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

FoZoL
3اولای رمان حتی فکرش و هم نمی کردم اینجوری بشه 😐😂