جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و ده :
با تاکید گفتم:
-رییس نه و جرج اسمش اصلیش همینه.
جولی شونه هاش رو بالا انداخت و گفت:
-من از چیزی خبر ندارم اما خوب می دونم حقم رو رییس می خورد. پس از این به بعد هر چیزی که تو بگی من پیرو همونم.
سامانتا ضربه ای روی شونم زد و گفت:
-با این حال از این به بعد تو سر دسته ی گروه اشوبگر مایی.
لبم به لبخندی کش اومد با صدای رسایی گفتم:
-به جوخه ی بیوه ها، جوخه ای بدون ترس و بی دروغ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Sarina
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Aa
0عالی بود ممنون👏⚘
۲ سال پیشمبی
1میشه پارت امروز سه شنبه رو بزارید🙏
۲ سال پیشZarnaz
0عالیییی بود مرسییی حدیث جونم 💋❤️
۲ سال پیشفاطمه
0دینگ دینگ شروع جدید جوخه های بیوه و کشف زندگی این دو برادر اریکا موفق باشی عزیزم منتظرم ببینم جیسون چیکار میکنه 😎
۲ سال پیشسیتا
0🤩
۲ سال پیشآمینا
1اریکا هرکار بکنی مزه عشق جیسون از ذهنت نمیره اون هم دست از سرت برنمیداره پیدات میکنه.فقط ایندفه خوشحاله که تو زنده ای.حالا کدومشون حق اون یکی رو خورده؟؟جرج اشتباه میکنه به نظرم سوءتفاهمی این وسط هست🥰
۲ سال پیشFoZoL
1وایی میدونستم اون داستانی که رئیس تعریف کرد داستان خودش و جیسون بود 🤧
۲ سال پیشآیلین
0برگام 😳 جوخه اریکا چه شود پارت فوق العاده ای بود مرسی حدیث 😘🙃
۲ سال پیشاسرا
1اریکا اریکانمیشه بچه های اینجابیان توگروهت باورازهرکدوم ازمایه هنرمی ریزه 😁😁😁😁😁
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Rosa
1انقدر ذوق میکنم وقتی حدسام درستن😭🤣🤣