پارت هفتاد و نهم :
صدای بمب شادی بود و فریاد همزمان تولدت مبارک...
نیهان مات و مبهوت به روبهرویش زُل زده بود و قلبش تند میتپید، پلکهایش خشکیده بود و با دهان نیمهباز میز کوچکی را نگاه میکرد که روی آن یک کیک شکلاتی بود و شمع هجده که شعلهاش میدرخشید. سناخانم کنار در ایستاده بود و حسام، مهراد، حامد، بیتا و مهتاج که دور میز بودند و برایش کف میزدند.
حسام با آغوش باز جلو آمد و گفت:
- تولدت
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
عالی
0عالی
۲ سال پیشعالی
0عالی
۲ سال پیشمهسا
0عالیهههههه
۵ سال پیشآرزو
11😮والای 😵خاک بر سرم 🤭من پارت بدی روم نمیشه بخونم🥴 من دیگه رفتم 🤯🏃
۵ سال پیشNafas
11سلام رمانت عالیه ❤️❤️فقط میشه عکش شخصیت های دیگه هم بزاری مثل حامد ومهراد و شریفه خانم و....بقیه رو بزاری ممنون میشم💙🌟
۵ سال پیشمهرناز
4نیهان زیاد قیافش قشنگ نیست
۵ سال پیش...
7سلام دوستان من برخالف تصوراتون حسام یه جوری به نیهان میگه بزاربعدعروسی تانیهان ناراحت نشه
۵ سال پیشرها
7وای خدا نیهان حسام دیونه خودش می کنه یه لقمش میکنه😉
۵ سال پیشدینو
9نههههههههههههههههههه😳😳😳😳😳باورم نمیشهههعههههههه🙁🙁😐😂چه زودددددد
۵ سال پیشرکسانا
19اسم بچه شون و قراره چی بزارن🤔😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشگوگولی
11عالیه ممنون نویسنده جون 😘😍نیهان عاشقتم وایی باحوله میری هوایی میکنی حساموکه درکل عالیه 👍❤👌👏🙌
۵ سال پیشالیا
15اوه اوه توی خونشون میخواد صدای نی نی بیاد😁😆😆😆😆😆😂😜😜😜😜
۵ سال پیش♕
7این پارت هم عالی بود 😜
۵ سال پیشFati
27ی نفره رفت دو نفره برمیگردع..😂😑
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آزاده دریکوندی
1حسام با تولدی که گرفت مخ نیهان رو زد🙈