توأمان به قلم حنانه بامیری
پارت بیست و سوم :
- فؤاد کارگر نبود که با تعدیل نیروی کارخونه از کار بیکار بشه. ماجرا فَراتر از یه تعدیل ساده بود. اون قربانی پولشویی رییس کارخونه شد.
صدای آرام چکامه در هیاهوی بیپایان ذهنم اگرچه مبهم به گوش میرسید اما دستِکم بخش کوچکی از آن معمای سنگین را حل میکرد و ذهن مشوّش من را از آن همه فکرِ بیسر و ته تلخ، آسوده میساخت.
- فؤاد یه غریبه بود و دست رییس کارخونه بسته بود برای گَند کاریها
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Aa
1ممنون زیبا بود👏🌺🌸