دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت سی و سوم :
_ ساموئل! اونجا چیکار میکنی؟
نگاه الکساندر روی چهره شاداب و سفید دختری که هر لحظه به آنها نزدیک میشد ثابت ماند.
مات و مبهوت به چشمان شهلایی دختر خیره شد دست خودش نبود تا به حال موهای بلندی به این زیبایی و درخشندگی ندیده بود اندام خوش فرم و صدای ظریفش او را خواستنیتر کرده بود الکساندر صدای قلبش را به وضوح شنید. تالاپ تولوپ! با صدای ساموئل به خودش آمد:
- کجا رفتی الکس؟ معرف
لطفا صبر کنید...
