پیله ی پروانه به قلم فرگل حسینی
پارت سی و یک :
حامی پروانه را از بغلش جدا کرد وروی تخت گذاشت، موهای جلوی پروانه که نه کوتاه بودند نه بلند (تاانتهای بینی اش می رسیدند) توی صورتش ریخته بودند.
بالشت را زیر سر پروانه تنظیم کرد وسرش را درست وسط بالشت گذاشت، دستش را از زیر سر اودرآورد وچشمش به موهای ریخته شده در صورتش افتاد.
_چرا صورتت تو خواب این قدر مظلومه؟
موهای توی صورتش را با سرانگشت به کناری فرستاد.
_این قدر که قاØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
0چقد من ازت بدم میاد حامی دورو😒😒😒
۳ سال پیشZarnaz
0چقدر از حامی بدم میاددددد 🤬🤬🤬حیف فشح که به حامی بدی فحشم از سرش زیاد 🤬خیلی خیلی نامردی🤬🤬عالیییی بود مرسی فرگل جونم 💋من میگم همه اینا زیر سر حامی تارگتمه😎😁
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
وای مافیا بازی پس😂😎بازم میگم حامی خیلییی منفور وعوضیه
۳ سال پیشساناز
0حامی خیلی نا مرده قلمت پایدار نویسنده عزیز ❤️❤️❤️❤️
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره خیلی نامرده ولی بی جوابم نمی مونه خیالتون راحت😂💔😎
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ایلما
0چقدر ازاین دختره نخود آش بهار بدم میاد 😏واقعا حیف پروانه با اون اخلاق تندش هرچی باشه از بهار چندش لوس بهتره🤣😂