پارت بیست :

***
بی‌توجه به نق و نوق محمد، همین‌طور دستش را می‌کشیدم و گام‌های بلندم را به سمت انتهای خیابان شلوغ بر می‌داشتم و هر از گاهی هم تنه‌ام به کسی برخورد می‌کرد و فحش غلیظی نوشِ جان می‌کردم. عاقبت جانم به لبم رسید و گوشه‌ای ایستادم؛ به سمتش برگشتم و با لحن کلافه‌ای گفتم:
- هان؟ چیه؟ چیه؟ چی هی وِر وِر می‌کنی؟
چشمانش پر از اشک شده بود؛ دستش را از دستان چفت شده‌ام بیرون کشید و بØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اِلا

    0

    میگم شاید خود شادی مقصره ؟چون حافظشم ک خوب کار نمیکنه، ی فیلم دیدم همینطوری بود طرف قاتل اصلی بود ولی یادش نمیومد کتایون کیه ک هم برای امیر مهمه هم عشق ارش بوده ؟

    ۶ ماه پیش
  • حنانه

    0

    ازتنهاچیزی که تو این رمان میترسم اینه که خود شادی مقصر باشه تو فیلما که زیاد ازین اتفاقا میفته مهم نیست ولی من موقه رمان خودمو میزارم جای شخصیت اصلی

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    1

    عالیه پارت ها🙏🙏

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزدلم🤩🤩❤❤ یه دنیا ممنونتم که وقت ارزشمندت رو در اختیار من می‌ذاری. نمی‌دونی چه قدر انرژی گرفتم ازت🤩🤩🤩❤❤❤😍😍😍

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    عالیییییی بود فاطمه جانم🧡 خب من فکر میکنم کتایون عشق اول امیر بوده و دوست شادی که شاید مرده باشه و اینکه به نظرم اون عکس که داشت توی زندان نگاه میکرد و می گفت سه تا دختر شاد،خودش و کتایون و آرزو بودن

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم من که😍😍😁😁 هوووم، ممکنه🤔🤔 شاید برای همین انقدر طول کشیده امیر بره خواستگاری شادی🤔🤔

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    1

    کتایون شاید عشق ارش بوده اما چی به سرش امده که باعث عوص شدن ارش وشادی شده

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    هووووم، اینم ممکنه. اگه عشق آرش باشه، چه ربطی به امیر و شادی داره که بعد اون رابطه‌شون به هم ریخته. اصلاً بعد چی؟ منظورش چی بود؟🤔🤔🤔🤔

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    خوبه با امیر ازدواج نکرد چون قشنگ پشتشو خالی کرد ممنون عزیزم⚘

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    آره، مردک عوضی سه نقطه😒😒😒

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    سلام عزیزم مبارک مون باشه واقعا 😍منم دیدیم این سریاله و این دیالوگ رو همیشه میگیم 😍مرسی بابت پارت هدیه عالی بود دستت دردنکنه 🥰و چقدر خوب که پارت بعدی آهنگ داریم💋 خیلی شادی مهربونه عاشقشم💋❤️

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزکم🤩🤩 مرسییی که مهربون خوشگل😍😍❤❤ شادی هم عاشقته🤩🤩🤩

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    از امیر خیلی بدم میاد پسره بی شعور 🤬کتایون فکر کنم امیر ازدواج کرده و کتایون زن امیر باشه😊واقعا برای چی قرار انتقام بگیره چرا انقدر از شادی متنفره چرا بهش اعتماد نمیکنه مگه عاشق نیست پس چرا 🤦 ♀️

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    یعنی رفته زن گرفته، دو قورت و نیمش هم باقیه؟😱😱😱🤯🤯🤯 عوضیییییی😔😔😤😤

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود عالی خیلی ممنون ❤️💋عزیزم شادی خیلی باوفا که رفت محمد و آورد دوستش دارم با این کارش نشون داد واقعا بی گناه یکی دیگه آرزو رو کشته من مطمئنم ولی کیه تا آخر رمان مشخص میشه😁😎

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم من کههه😍😍 منم امیدوارم بی‌گناه باشه🤧🤧🤧😢😢😢

    ۳ سال پیش
  • Tina

    0

    بخدا که دوست دارم این امیرو جر بدم هی رو اعصاب شادی ما رژه میره

    ۳ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    منم تینا، منم🤧🤧 مرسی که همیشه نظر می‌ذاری عزیزدلم😍😍❤❤

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️