پارت دوازده :

مهران تمام آن روز را تا نیمه‌شب در حال بررسی پرونده‌ی عجیب مقابلش بود. خانواده‌ای که ظاهرا در فاصله‌ی کمتر از یک هفته، به سرنوشت نامعلومی دچار شده بودند.
برای هزارمین بار فیلم دوربین‌ها را رصد کرد. حدود ساعت دو ظهر، ساحل پس از اندکی مکالمه با زن همسایه، کلید به در حیاط انداخته و وارد شده بود. از آن زاویه ظرافت چهره‌اش تا حدودی مشخص بود. هم دوربین تهرانی‌ها و هم دوربین همسایه، تا ح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • البیی

    0

    یدالیساتغققاتا

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️