پارت ده :

کریم تا جاده‌ی اصلی او را رساند و در کنارش باقی ماند تا ماشین مناسبی را بیابد. تانیا تمام مدت به ذهن سپرده بود که روزی لطف بزرگ این زن و شوهر مهربان را جبران کند. امیدوار بود همه چیز خوب پیش رود و آن روز زیاد دور نباشد.
تمام تلاشش را به کار بسته بود که در طول آن مدت، به مادرش فکر نکند. امید داشت که حرف‌های آن مرد دروغی بوده باشد برای اجبارش به ماندن! بالاخره یک خودروی شخصی که سرنشینش مرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    0

    اونا اومدن😭

    ۱ سال پیش
کپی شد!