هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت ده :
کریم تا جادهی اصلی او را رساند و در کنارش باقی ماند تا ماشین مناسبی را بیابد. تانیا تمام مدت به ذهن سپرده بود که روزی لطف بزرگ این زن و شوهر مهربان را جبران کند. امیدوار بود همه چیز خوب پیش رود و آن روز زیاد دور نباشد.
تمام تلاشش را به کار بسته بود که در طول آن مدت، به مادرش فکر نکند. امید داشت که حرفهای آن مرد دروغی بوده باشد برای اجبارش به ماندن! بالاخره یک خودروی شخصی که سرنشینش مرد
لطفا صبر کنید...

ثریا
0اونا اومدن😭