پارت پنجم :

مدتی طول کشید تا به خود مسلط شد. از نگاه کردن به جسد بی‌جان آن هیولا ابایی نداشت. به قدری نفرت وجودش را پر کرده بود که آرزو می‌کرد خودش کسی بود که ماشه را کشیده بود. از این‌که دینش به گردن یکی از آن عوضی‌ها افتاده بود، متنفر بود. لباس‌هایش را پوشید و ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!