هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت دوم :
مرد کاملا ریلکس گفت:
_زیادی حرف میزنی. تا فردا شب غذا نداری تا نزاکت حرف زدنو یاد بگیری!
این را گفت و پیش از آنکه تانیا چیزی بگوید، از اتاق خارج شد و در را بست. تانیا میان زمین و آسمان، دوباره در تاریکی فرو رفت. اینبار بغض کرد. احساس بدی داشت. خبری نبودن از غذا، یعنی بیپارتگذاری رمان به اتمام رسیده و برای چاپ ارسال شده. به همین علت دیگر امکان مطالعه رمان را ندارید.
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

ثریا
0چقدر عوضیه