ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت نوزده :
لبخندی زد که با اون ته ریش و لبای گوشتیش و چشمای آبیش و دماغی که کاملا متناسب این صورت بود، زیبایی خارق العادهای ساخته بود.
-میخواید بریم یهکم بیرون قدم بزنید؟
خیلی سریع با ذوق گفتم:
-وای! آره بریم.
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
هانا
00عالی