توأمان به قلم حنانه بامیری
پارت نوزده :
واژۀ خاک اندوهش را سنگینتر و غمگینتر کرد. اندوه اشک را شدّت بخشید. در هجوم گریه پاسخش را دادم:
- برای من سخته ببینم فؤاد دیگه نیست؛ سخته بجای اینکه کنار خودش بشینم، برم روبروی یه عکس و یه سنگِ قبر بشینم و درد دل کنم. برام سخته مردنشو قبول کنم.
باید میپذیرفتم؛ با همۀ سختیها و دشواریهایش، با همۀ تنشها و تشویشهایش، با تمام اندوهی که بر قلبم سنگینی میکرد باید مرگش را میپ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
