پارت سی و هشتم :



- من هم نگفتم خدای‌نکرده کم دارن، اما خب... خودتون می‌دونید چی می‌گم. شما می‌خواهید با یه خونواده‌ی همه‌چیز تموم وصلت کنید. هرکه را طاووس باید، جور هندوستان کشد.

آقا جمال گفت:
- بله، تابان جان واقعاً خانم و شایسته‌ست، از همه مهم‌تر دل پسرمون تو این خونه گیر کرده، ولی بِینی و بین‌الله من چیزی رو گفتم که در توانمونه. سخت نگیرید جهانگیر خان.

خانم‌جان با لحن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    ختم بخیر شد...والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته..کاش الان هم برای جوونا راحت میگرفتن

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️