پارت صد و پنجاه و ششم :

- یادمه گفته بودی تا ابد دوستم داری.
میدانست چطور مرا گوشه‌ای گیر بیاندازد و با چند مشت کارم را بسازد برای نشان دادن قدرتم بود که قدمی بلند به سمتش برداشتم و از لابه لای دندان های بهم فشرده ام با لحنی محکم جواب دادم:
- من دوست داشتم اما دیگه ندارم. درست همون لحظه ای که حلقه دستت کردی اسمت رو از روی قلبم خط زدم.
برای لحظاتی در سکوت نگاهم کرد و پرسید:
- حرف آخرته؟
دست به سین

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    الیاس تو ومامانت حسابی دله سروناز رو شکستید اون به بهانه انتقام وخود بزرگ بینی والیاس به بهانه احترام به مادر ،،برات متأسفم سروناز جان با اون عشق پاکت ،دلم خیلی از الیاس ومادرش پربود ممنونم نویسنده

    ۲ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    🫠🫠🫠💔

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    امیدوارم هر چی صلاحه همون برای سروناز که این همه سختی کشیده پیش بیاد ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    💖💞

    ۲ سال پیش
کپی شد!