پارت بیست و چهارم :


چون قبل از مرگ همسرش خونه ای که قرار بود با هزار عشق و امید توی اون زندگی بسازن رو با قسط خریدن نقششون این بود نیلوفر بعد
از زایمانش بره سرکار و از پس قسط ها بر بیان اما بعد از مرگش همه چیز بهم ریخت و شوهر نیلوفر خونه رو به اتیش کشید چون نمی تونست نبودش رو توی خونه تحمل کنه.
حالا کلی بدهکاری و قسط روی دستش موند و طلبکاراش توی زندان انداختنش بچه ی نیلوفر و سامان دست به دست توی فا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    چطور از فیلم تصادف نفهمیدن که کار فرید بود 🤔 🙁

    ۶ ماه پیش
  • ...

    1

    آمم درسته دارم خیلی دیر نظر میدم ولی یه سوال ،احیانا خود هانتر نمیتونست اون زن رو نجات بده؟مگه صحنه ی مرگ زن رو نمیدید؟

    ۲ سال پیش
  • ...

    1

    منظورم همون زنی ئه که فرید زد کشتش

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    توی پارتای وی ای پی راجبش نوشته شده♥️

    ۲ سال پیش
  • ریحانه

    0

    یا پیغمبر

    ۲ سال پیش
  • ثمین

    0

    قلبم🥹

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • دنیز

    0

    سلام حدیث جون دست به قلمت حرف نداره فقط میشه صورت الیسا رو آنالیز کنی

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم توی پارتای اول توصیف کردم

    ۳ سال پیش
  • نیایش

    0

    واییییییییییی یعنی مرسی حدیث جونم ، ممنون خیلی قشنگه و همینطور اصن نمیدونم از این حجم پشم ریزونی چی بگم

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    تشکر زیاد بابت ارائه همزمان ۲ رمان زیبا قلمتون پایدار 🙏⚘⚘⚘🥰🥰🥰🌺

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسی از نگاهتون

    ۳ سال پیش
  • هانتر

    0

    قشنگ ترین رمانی که تاحالا خوندم حدیث جان کارت حرف نداره خداکنه همه این رمان رو بخونن و بدونن عواقب این کارا رو بازم میگم دمت گرم و دستت طلا

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسی از لطفت 🥹❤️

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    یعنی سارا بخاطر این که بره سر کار یه آدم کشته عجب این دیوانه بازی های چیه دیگه

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    نه ادم نکشته تهمت دزدی زد و بخاطر تهمتش برادر اون ناخن کاره یعنی برادر ساناز مرد

    ۳ سال پیش
  • محیا

    0

    وای💔 خوده الیسا از همه ی اینا خبر داشت ولی هانتر میخواست سوزشو بیشتر کنه

    ۳ سال پیش
  • سینا

    0

    سلام رمانه خیلی قشنگیه واقعا کنجکاوم ببینم آخرش کی تمام میشه فقط یک سوال داشتم این رمان کلا چند تا پارت دارد ؟

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    حالا که فکر میکنم دست شکارچی درد نکنه حتی اگه همتونم بکشه حقتونه آخه برای اینکه جایی اون دختر ناخنکار بشی باید بکشیش😱😭عالی بود مرسی حدیث جونم ❤️😘هانتر از این به بعد هرکاری بکنی دستت طلا❤️

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    واقعا به نظرم واجبه همه مردم این رمان رو بخونن تا بدونن گاهی یه حرف یا یه اشتباهشون چه بلایی سر بقیه میاره ما شایدیه حرفی رو بزنیم و عواقبش فک نکنیم ولی یکی بخاطر حرف مابمیره مواظب حرفا وکاراتون باشید

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    دقیقا هدف منم همین بود❤️🫶

    ۳ سال پیش
  • شماره شیش

    1

    اقا من خودم ریختم پشمام موند حدیث چطوری ذهنت انقدر خلاقه لعنتیییی دمت گرممممم

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️