پارت سی :



نفس صداداری بیرون داد.

- به خاطر من نیست، مال اوضاع داغون مملکته. از سایه‌ی خودشون هم می‌ترسن. نگرانن یهو یه صدایی دربیاد و کودتاشون نابود بشه.

این را درست می‌گفت. تهران هم پر از سرباز خودی و خارجی بود.

پرسید:
- راستی اسمت چیه؟

مردد بودم که اسمم را بگویم یا نه.

وقتی سکوتم را دید گفت:
- اگه نمی‌خوای اسم واقعیت رو بگی مهم نیست ولی و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کلثوم

    0

    چراپارتها قفلند

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    عزیزم روزهای فرد یک پارت رایگان میشه و بقیه وی آی پی هست. اگه برای خوندن عجله دارید در صفحه اصلی رمان روی گزینه عضویت در وی آی پی که در کادر قرمز هست بزنید. شرایط عضویت و شماره کارت براتون ارسال میشه.

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    2

    درست به ترتیب گذاشته میشه هفته۳روزرایگان ممنون فرنازخانم

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    خواهش میکنم اسرا جون

    ۲ سال پیش
  • رزا

    0

    نوشته رایگان ولی پارتها قفل یعنی چی اونوقت؟

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    من به مدیر سایت پیام دادم و گفتن مشکل حل شده. اگه نشده شما هم پیام بدید.

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️