پارت سی و نهم :


***

روز بعد دلم میخواست بدانم الا و ارشیا چه کردند .

تلفن را برداشتم و به آلا زنگ زدم .

بعد از پنج بوق جواب داد .

_ الو .

_ سلام آلا ... حالت چطوره خوبی؟

_ خوبم ممنون .

_ به فرجام گفتما.

_ چی گفت ؟

_ به ارشیا زنگ زد آوردش خونه با هم حرف زدن .

دروغ گفتن اینجا هم بد نبود .

خودمان را خوب نشان میدادیم .

_

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    چقدر سخت...ممنون نویسنده جون

    ۲ سال پیش
  • هلنا

    2

    چقدر شخصیت های نها و فرجام خودخواه و مغرورن شخصیت ارشیا فرشته هست پیش اینا بیچاره الای بیگناه تقاص کار نکرده💔😔

    ۳ سال پیش
  • *.....*

    1

    شخصیت الا و ارشیا عالیه..یکی دیگه میخواد حال کنه الا باید تاوان بده 😑

    ۳ سال پیش
  • پریا

    3

    بنظرم ارشیا خیلی بهتر از فرجامه حداقل خودش قبول داره خیلی پسته

    ۳ سال پیش
  • `

    4

    من دیوونم ک از شخصیت ارشیا خوشم میاد؟ 😂😂

    ۳ سال پیش
  • .

    1

    تنها نیستی😅

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    4

    خدایی آلا خیلی قویه ،بهترین و بی گناه ترین شخصیت این رمان

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️