گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت صد و سیزده :
کل سوسیس را همانطور با جلدش خورد و بعد سراغِ بستهی کالباس رفت.
نمیفهمید چطور به آن کالباس گوشتی دندان میزد و ذره ذرهاش را میبلعید.
هیچوقت تا این اندازه عاشق گوشت نبود. ولی حالا بدنش برای جویدن گوشت فریاد میزد.
در فریزر را گشود. مرغِ یخ زده و چند تکه گوشت یخ زده هم آنجا داشت. معمولاً یخچال و فریزر سوئیتش همیشه پر بود برای مواقعی که مجبور بود روی پروندهای کار کند
لطفا صبر کنید...
