پارت چهل و پنجم :




با زمزمه ای خوفناکی زیرلب گفت:

-تریس از این کاربرشید خیلی کینه به دل گرفت و هرسال به مردمی که بیرون قلعه های کونارا بود حمله می کرد و دخترهاشون از اونها می دزدید و به عنواین یه جنگنده آموزششون می داد. بعد سالها برشید از این کارش خسته شد و اونها سندی امضا کردن تا هرسال اولین نوزاد سلطنتی متولد شده رو به اون بدن.

حالا هم نوبت به تو و فرزندت رسیده. قبل تو همسران زی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    الان بایدضحاطلسم ازبین ببره عالیه طیبه خانم😘🙏

    ۲ سال پیش
کپی شد!