پارت سی و هشتم :

سحر زیرلب پسرش را فحش می‌داد و خود را توی خانه انداخت و در چوبی مستحکم را پشت سر خود بست. تکیه به در نفسی گرفت و باز هم فحشی نثار فرهاد کرد.
- پسره‌ی احمق!
اگر فرهاد به حرفش بود حالا این همه حرص آینده‌اش را نمی‌خورد. دیگر هم نیازی نبود هر چند روزی یکبار با ترمه درگیر شود‌. کاش این دختر به عمارت نمی‌آمد... کاش با ریحانه به کانادا بر می.گشت! یادش می‌آمد برادرشوهرش از نظر رفتاری آدم خی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    0

    آخی فریال چه ذوقی کرد💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥺🤩

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالی ممنونم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • فرگُل

    0

    ولی خیلی خوشم اومده از این فرهاد😂😂تو در رویای دژاوو اینطوری نبود چون طرف پیمان بودم.فقط اون خانوم رفیعی وآقای مظفری گفتنشون با گلشن🥰😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قشنگ معین و فریال رو دست انداختن هی میگن خانوم مظفری آقای امینی... انگار کسی نمیدونه چه خبره🤣

    ۲ سال پیش
  • نگار

    0

    تا اینجا عالیه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوش اومدی به رمان مونالیزا عزیزم💚امیدوارم تا انتها لذت ببری

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    دیگه پارتهای رایگان بازنمیشه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چرا عزیزم سر زمان خودشون باز می‌شن💚

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    من برای خوندن پارت جدید مونالیزا میخواستم یه ربع رمان بخونم سکه بده که این رمان و پیشنهاد داد، چقدر خوشحال شدم. 😍💚❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به این افتخاریه که نصیب من شد😍

    ۲ سال پیش
  • ف

    0

    عالی ترین هست

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم عزیزم😍💚

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    الان یه چیزی متوجه شدم عطاباپوشس فریال مشکل داره ظاهرن🤔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه مشکلی نداره اینجا منظورش این بود که تو باهاشون فرق داری

    ۲ سال پیش
  • آموزگار

    0

    بالاخرا عطا از *** شیطون اومدپایین

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بالاخره....🤭

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    ای جانممم گلشن چه عروس خوبیه چه ذوقی کرد واسه فریال😍معین م دامادخوبی میشه چ شود😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا از عروس شانس اورده... والله چندین برابرش هم از داماد شانس اورده🙈

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    به بهههه ایشالا بعدا با شیرینی و دسته گل بیاد آقا معین✨️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خدا از دهنت بشنوه😍

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    5-به نظرم آره حاج محسن و معین میتونن مخ عطا رو بزنن🥰فقط کاشکی یه اتفاقی برای نازنین و مصطفی بی افته که نرن😁🤣نوره علا نور میشه هو هو💃🥳وایی عاشق عطا میگه به فریال بگو شوهر گلشن دعوتمون کرده🤣😍❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بابای معین اسمش حسین هست🙈 اگه مصطفی نره خیلی خوب می‌شه قطعا با عطا ترکیب خوبی نمی‌شن🤭

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    3-خیلی بهش حق میدم چون دلایلی که آورد واقعا درسته ولی این دوکفتر عاشق عاشق هم شدن و این مشکلات قابل حل به جز فاصله سنی که خودشون مشکلی ندارن🙂🥰و بهمم خیلی میان😘آره واقعا اونم بدون گل وشیرینی واجبه🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین‌طوره... منم کاملا با عطا موافقم و به نظرم حق داره تمام حرفاش هم درسته ولی خب عشق هیچ چیز جز رسیدن به معشوق رو در نظر نمی‌گیره💔

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    1️⃣هوراااا رمان جدید قرار بیاد 💃💃3️⃣ 1-به معین نزدیک تر باشه😍2-اره به نظرم اتفاقا بچه به دوتاشونم خیلی میادهم به گلشن هم به فرهاد 😍اگه پسر بشه نور عالی نوره بچه دوم دختر😍😎خودم بریدم خودمم دوختم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    الان باید همه‌مون پیگیر این باشیم ببینم بچه‌ی اینا دختر می‌شه یا پسر🤣

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    هوراااااا بالاخره رضایت داد عطااا💃💃1️⃣چه جذاب فوبیا داری روی اسم رمانت😍😍2️⃣باهات موافقم به نظر منم🤣😁3️⃣ 1-یا به خاطره اینه که باعطا قهره تا توجه اش رو جذب کنه یا به خاطره اینکه به معین نزدیک تر

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گزینه‌ی دوم چون به معین نزدیک تر می‌شه اون‌جا🙈

    ۲ سال پیش
کپی شد!