حزین به قلم طیبه حیدرزاده
پارت بیست و هفتم :
یا دیوانه خانه ای که چند جنون زاده در آن سکنی کرده بودند؟
اشارپ بزرگی وی شانه هایم می اندازم.
به طرف حیاط می روم، دمپایی پلاستیکی رنگ وارنگ را پا می زنم.
نور زرد لامپ روشنایی وهم گونه ای روی ایوان انداخته است.
سمیر روی صندلی های حصیری نشسته، لیوان داغی را میان دستهایش گرفته، به آتش ذغال های سرخ منقل نگاه می کند.
زن مبارز درونم می خواهد با تمام قوت ب
لطفا صبر کنید...
