پارت بیست و ششم :

ارغوان در حین جویدن لقمش لگدی به ماهان می زند.

-راست میگه دیگه نکبت، چند صباح دیگه یا

شیره ی میشی یا ساقی.

ماهان لبهایش را به سان کودکی آویزان می کند.

-حالا چه گیری به من دارین؟ من حواسم به کارهای خودم هست، نمی خواد کاسه داغ تر از آش شین، من از بچگی آستین سر خود بودم.

ارغوان نگاهش را به اطراف دوخته، سمیر هم سرفه ای مصلحتی می کند.

گویا این چند ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!