پارت بیست :

-ثنا بانو، دیگه دست از جنازه شم بردار. راحتش بزار، می خوای تا لب گورم کنترلش کنی؟ همه اون تلخ کامی ها و حرفهای زهر آلود ببین آخرش چی شد؟

منم جای تو بودم گریه می کردم، باید روزگارت تلخترازاینم بشه، دیدی اون مال یتیم من و برادرم رو خوردی، عمه جون تو سالها قبل مارو از خونت روندی، ولی دور گردون خیلی بی رحمه، جوری تو رو از اریکه قدرتت می اندازه که خودتم خبردار نمیشی.

نگاه زن آن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!