طلسم تارادیس به قلم طیبه حیدرزاده
پارت بیست و چهارم :
آتش کم جان جلوی غار روشن بود. بوی خوش گوشت کبابی گوزن باعث بیداریم شد.
هنوز درد وحشتناکی را در انتهایی شکمم داشتم. رایا لیوانی نوشیدنی داغ جلوی دهانم گرفت.
-تارادیس از این به بعد باید قوی باشی! برای زرکا و فرار از کونارا باید جون داشته باشی. برای فرار از این تقدیر شومت باید قویتر از هر زن کونارایی بشی!
برشید به هر قیمتی شده می خواد تو و بچه تو اسیرکنه.
مثل نو
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسرا
0عالیه بانو