پارت پنجاه و دوم :

_امسال خیلی بهتر از سال های دیگه ست...
_از چه نظر؟
_اژ این نظر که ما هر سال به خاطر سرما خیلی کمتر میومدیم بیرون... من و پیام...
شنیدن این حرف از ستاره یه سوال بزرگ و تو ذهنم به وجود آورد. درحالی که با دقت و آروم رانندگی میکردم پرسیدم:
_تو و پیام رفت و آمد داشتین؟
_قدیما خیلی بیشتر... بچه که بودیم از هم جدا نمی شدیم...
_رک بگم، باورش یکم سخته.
_میدونم. ولی واقعیته! یه جورایی Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه نفر

    0

    عجب صحنه عاشقانه قشنگی تو ماشین تجربه کردن 🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کیا؟ 😂 امیر و ستاره؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️