پارت پنجاه و پنجم :

بعد از مدت ها، خلوت کردن با مادرجون و مریم حالش را خوب کرده بود. از صبح خبری از هومن نبود و مغزش مصرانه فراموشی میخواست و دلش در تب و تاب آغوش تیام میکوبید. مریم اصرار داشت بیرون بروند و کمی خرید کنند و انسیه میخواست انها را از بیرون رفتن منصرف کند. وقتی دیگر قرار رفتن حتمی شد. مریم با گرفتگی خاصی گوشی اش را بالا آورده و گفته بود بگذار از علیرضا هم اجازه بگیرد و او در دل به رابطه‌ی عمیقشان غ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!