پارت چهل و سوم :

یک ماه بعد
(تیام)
- علیرضا داداش پاشو کشتی خودتو. امروز 40 عمو بود و تو بهش قول دادی زود به زندگی برگردی. میخوای روحش در عذاب باشه؟ آره؟
در این مدت آنقدر نبود عموعباس در ذوق میزد که هیچکدام از ما نتوانسته بودیم با آن کنار بیاییم. اما از همه بدتر علیرضایی بود که در این مدت به معنای واقعی در فشار بود. نبود عمو عباس، نبود مریم و غریبگی علی با کسی که سالها او را بزرگ کرده بود چیزی نبود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!