آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت چهل و سوم :
یک ماه بعد
(تیام)
- علیرضا داداش پاشو کشتی خودتو. امروز 40 عمو بود و تو بهش قول دادی زود به زندگی برگردی. میخوای روحش در عذاب باشه؟ آره؟
در این مدت آنقدر نبود عموعباس در ذوق میزد که هیچکدام از ما نتوانسته بودیم با آن کنار بیاییم. اما از همه بدتر علیرضایی بود که در این مدت به معنای واقعی در فشار بود. نبود عمو عباس، نبود مریم و غریبگی علی با کسی که سالها او را بزرگ کرده بود چیزی نبود
لطفا صبر کنید...
