پارت سی و ششم :

(مریم)
باز هم این دنیای کوفتی آن روی گندش را تمام قد به رخم کشید. عود کردن بیماری عمو عباس در این شرایط و حال وخیمش و در پی آن ، نبودن‌های علیرضا، بی‌توجهی هایش، زنگ نزدن هایش، و رها کردن من به حال خودم، آنقدر برایم گران تمام شد که از خواب و خوراک افتاده بودم. او مرا رها کرده بود. علیرضایی که نگاه و حواسش لحظه‌ای از من پرت نمیشد اینبار مرا به حال خودم گذاشته بود و چقدر نداشتنش سخت بود. چ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️