آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت سی و ششم :
(مریم)
باز هم این دنیای کوفتی آن روی گندش را تمام قد به رخم کشید. عود کردن بیماری عمو عباس در این شرایط و حال وخیمش و در پی آن ، نبودنهای علیرضا، بیتوجهی هایش، زنگ نزدن هایش، و رها کردن من به حال خودم، آنقدر برایم گران تمام شد که از خواب و خوراک افتاده بودم. او مرا رها کرده بود. علیرضایی که نگاه و حواسش لحظهای از من پرت نمیشد اینبار مرا به حال خودم گذاشته بود و چقدر نداشتنش سخت بود. چ
لطفا صبر کنید...
