پارت بیست و دوم :

رعشه به تنم افتاد و با دهانی باز شده تا چند ثانیه بدون پلک زدن موندم.
آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:
-چ..چرا؟
صدای چرخیدن قفل بلند شد و تا من به خودم بیام در رو کامل باز کرد و توی چهارچوب حاضر شد.
قدش خیلی بلند بود و جلوی منی که روی زمین نشسته بودم مثل یه هیولا پدیدار شد.
با دهن باز نگاهش کردم و عقب عقب خودم رو روی زمین کشوندم. خم شد با یک دستش جفت مچ دستام رو گرفت و کشوندم بال

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Rosa

    1

    چقدر هیجان انگیززز🙂 ↕️🙂 ↕️🙂 ↕️

    ۵ ماه پیش
  • لونا

    0

    بتمرگ سر جات>>>>>>

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    1

    راستش قلم نویسنده عالیه چون من رو کنجکاو به خوندن ادامه رمان کرد

    ۱ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلی ممنون

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    1

    اینکه یه نفر زیر نظرت داشته باشه خیلی بدِ...بدجنس

    ۲ سال پیش
  • سپیده

    2

    هانتر بدبخت کلا چندتا کبودی بیشتر رو بدن الیسا نذاشت ولی الیسا تا فلجش نکنه ولی کن نیست 😂😂

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂😂😂😂دقیقا

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    1

    وایییی خیلی استرس دارم چرا نیومد

    ۳ سال پیش
  • نورای

    1

    چرا پارت ۲۳ هنوز ارسال نشده؟:|

    ۳ سال پیش
  • دنیز

    1

    چرا نیومد 🥺💥💥💥💥💥💥

    ۳ سال پیش
  • الیسا

    0

    😐😐😐😐پشماتون ریخ منم ریخ ولی حیف ک بقیه رمان نیست

    ۳ سال پیش
  • ماهی قرمز

    0

    هر پارت از رمان و ک میخونم خودم میریزم پشمام میمونه چقدر خفن و باحاله پ.ن: خطاب به هانتر وای زنتو...

    ۳ سال پیش
  • حدیث نظری

    0

    برگام رمانت خیلی باحاله کل ۲۲ پارت و پشت سر هم خوندم،خسته نباشی عزیزدلم🥺🤍🧡

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسی حدیث جان

    ۳ سال پیش
  • ثمین

    0

    میگن وقتی عاشق یه شخصیت تاکسیک میشین تو رمان یا کتاب بلکه تو زندگی واقعی هم دوسشون دارین و سلیقه تونه 😂😂 ولی من راضیم هانتر هم خیلی خیلی دوس و مرسی و برو یکم استراحت کن و نفس بکش

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    3

    آفرین که همه رو زیر نظر داشتی حالا چی کارشون داری

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی حدیث جونم ❤️😘وسلام اریکا و رئیس رومخی🤕

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️