پارت چهل و ششم :

بیست و شش. تویی که تو سینه م میتپی!

تنها وقتی متوجه موقعیت شد، که الینارز داشت دست او را بلند میکرد و می کشید. صدای او را نمیشنید. فقط می دید که به سمت ماشین، در حال کشیده شدن است!
و کل راه برگشت به خوابگاه را به بیرون خیره شده بود. در میان شوک و بهت ... از باختن دلش ! به پدرِ رفیقش !
همچنان مکان و زمان مفهومش را برای او از دست داده بودند. او معلق بود. در تاریکی و در حال سقوط!
افک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fatemeh

    1

    اصلا نمیتونم بگممم جوری قلبم با خط به خط این پارت تند تپید کهههه منم اندازه شخصیت های رمان داشتم سکته میکردممممم🥹

    ۲ سال پیش
  • ماهیلا

    0

    بسیار زیبا نه تنها این پارت بلکه در همه پارت ها . منو که حسابی جذب میکنه، مخصوصا که پارت ها طولانیه،و تقریبا همین موضوعو در کنارم دیدم و تجربه آسمان و حیان و به چشم دیدم در واقعیت 😘

    ۲ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    قربونت چشمای قشنگت🌱🧡ممنونم که همراهمی و مفتخرم ک دوسش داری

    ۲ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    جدی؟😍برای خودت پیش اومده؟

    ۲ سال پیش
  • غزل

    1

    لی لی لی لی لی لی لی مبارک چی بپوشم عااااااااااااالی بود

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    حالا ی خیاط پیدا می‌کنیم دست جمعی میدیم بدوزه😍🧡🌱😅😂😂

    ۳ سال پیش
  • کب

    1

    خیلی قشنگ بود مرسی عزیزم

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزم. خوشحالم ک دوسش داشی!

    ۳ سال پیش
  • طنین

    2

    خیلیییی خوب بود ،واقعا حلال شد اون حرصایی که خوردیم😂😍😍

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    جبران شد؟ مورد پسند بود؟😅🧡🌱

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    وای دختر چه پارت های طولانی وچه پارت های احساسی من برای بار هزارم از دیروز غش وضعف کردم بخاطر قلمی که داری یعنی نمونشو ندیدم زبونم قاصره از بیانِ زیبایی قلمت😍😍😍💞💞

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دلبر دلبر دلبررررر انقدر ماهی و انقد خوشگل حرف می‌زنی که حقیقتا قلبم میره برات😭🌱🧡عاشقتم

    ۳ سال پیش
  • حلما

    0

    من مُلدَم.....🥺🫣😇😍🫠

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    خدا نکنههههه🧡🌱😂حالا یکم لایت بود

    ۳ سال پیش
  • دلیار

    0

    وای خداا قلبمم🤭چه پارت عشخولانه یی😅

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دوسش داشتی؟؟؟ خیلی خوشحالم ک همراهمی 🧡🌱

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    0

    هوی مبارک😂بلاخره شددددد

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    🧡🌱😂

    ۳ سال پیش
  • هانا خانوم

    0

    بالاخره شد🌹💙💜❤🌷🌸

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دیدی؟😅🧡🌱

    ۳ سال پیش
  • نگار

    1

    خیلی عالی بود فقط یه سوال روزهایی که پارت میزاری ساعت مشخصی میزاری یا نه ؟

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    سلام خوشگل من! بله کاملا منظم پارتگذاری میشه و حتی هفته پیش دو پارت آپ کردم پشت سر هم. چونکه این هفته ،دو روزشو به احترام شبهای قدر آپ نکنم. ان شاءالله از پنجشنبه دوباره منظم شروع میکنیم🧡🌱💋

    ۳ سال پیش
  • پرستش

    0

    مگ روزای فردپارتگذاری نمیشه؟پس چرادوروزه نذاشتین🥺

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    سلام خوشگل من! راستش هفته پیش دو پارت آپ کردم پشت سر هم. چونکه این هفته دو روزشو به احترام شبهای قدر آپ نکنم. ان شاءالله از پنجشنبه دوباره منظم شروع میکنیم🧡🌱💋

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    سلام بانو امروز هم پارت نداریم؟؟

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    سلام خوشگل من! راستش هفته پیش دو پارت آپ کردم پشت سر هم. چونکه این هفته دو روزشو به احترام شبهای قدر آپ نکنم. ان شاءالله از پنجشنبه دوباره منظم شروع میکنیم🧡🌱💋

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    🤩🤩😍❤❤❤❤❤💋💋

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️