شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت نوزده :
نمی دونم چقدر توی اون وان کوفتی مونده بودم بی حال با سری ک تا نیمه به زیر آب رفته بود و دست هایی که ولو روی لبه های سرد وان بودن. پلکام رو آروم باز کردم و بی حال به اطراف نگاهی انداختم.
باد سردی توی اتاق پیچید و تنم رو به لرز انداخت.
چراغ ها خاموش بودن و تنها شمع های معطر توی حمام روشن مونده بودن که با باد ظریف، شعله هاشون آروم تکون می خورد.
دستام رو دور بازوهام انداختم و از سرما Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ای لاو هانتر
0فقط منم که چشمم فقط طرح لباسو میبینه؟
۲ سال پیش/...کک
0عالی بود
۲ سال پیششماره شیش
1نویسنده ی عزیز من بسته ی عیدی هانتر رو سفارش داده بودم ولی هنوز ارسال نشده ! لطفا پیگیری کنید و عیدتون مبارککککککککک💃💃💃💃💃💃
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
اولین کلاهبرداری با موفقیت انجام شد
۳ سال پیششماره شیش
0مگه کشکه؟ میرم هانترو لو میدمااااا
۳ سال پیشثمین
0سلام عیدت مبارک نویسنده جون خیلی پارت خفنی بود نخسته
۳ سال پیشرویا
0سال نو مبارک !
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
مرسی عزیزم سال نو شماهم مبارک
۳ سال پیشمبی
1تهش پایان خوشه ؟ ولی واقعا با اینکه اینهمه رمان خوندم این تنها رمانی بود که تحت تاثیرم قرار داد ، خیلی قلمت خوبه.
۳ سال پیشسیتا
1آرن لباس عروس الیسا رو هم آورد
۳ سال پیشآمینا
1سال نو مبارک عزیزم موفق باشی و خوش بدرخشی همیشه.🥰🥰🥰هانتر چقدر خوبه واسش لباس آورده آفرین پسر گل😅
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
پسر خوبیه راضیم ازش
۳ سال پیشعجب؛
0داشتم غر میزدم که چرا پارت نوزده نمیااد که اومدم داخل برنامه و دیدم اومددد.. ذوقققق منتظر پارت بیست هستیم قشنگممم🥺
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂🫶💋
۳ سال پیشWiyan
0عالی مث همیشه .عیدتون مبارک
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
ممنون عید شما هم مبارک
۳ سال پیشAa
0👏👏👏💐
۳ سال پیشنیایش
1حدیث جوننن میخوای مارو دق بدییی 😢😂
۳ سال پیشهلن
1مررسسسسسسسسیییییی؛خسته نباشی ❤️❤️❤️❤️❤️
۳ سال پیشاسرا
1ای دادبیداددروبین که هانتربذاره عیان نیست (اشکال نداره همین خوبه)
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1چه خوش سلیقه هم هست، شمع معطر لباس های خوشکل 😂 😂 😂 دختر جان فعلا غذا نخور تا ببینیم چی میشه