پارت سی و دوم :

توی حیاط خانه همه به دور یکدیگر جمع شده بودند. گلشن اعصابش بهم ریخته بود. شب را تا خود صبح نخوابیده بود و حالا هم احساس می‌کرد سرش در حال ترکیدن است. هزاران بار با خودش تکرار کرده بود که فقط خدا می‌داند مرتضی کی آدم می‌شود! فرهاد دستش را روی شانه‌ی او گذاشته بود و سعی می‌کرد آرامش کند.
- چیزی نشده که... الان وایسا سهیل بیاد می‌ریم مرتضی رو بر می‌گردونیم. غصه و اعصاب خوردی نداره این...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    0

    عجب آدمیه این مرتضی 😠

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • مینو

    0

    گول خوردن که😂

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    املت نان سنگک کنجدی میخوری 🤣🤣🤣🤣بعدازمیلیونی تودژاوو این جمله بیشترخنده داربودخوب ۴ساعت تاپارت جدید🤲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    انقدر هم تکرار کردن آدم دلش می‌خواد🤭

    ۲ سال پیش
  • اموزگار

    0

    وایییییییی واقعا که مرتضی منفورترین فرد این ماجراست حالم بدشد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از مرتضی منفور تر هم داریم در پارت‌های آینده😅 البته مرتضی عین کنه می‌مونه

    ۲ سال پیش
  • صدف

    0

    سلام آزاده جون ممنون از پاسخگویی شما بهتون تبریک میگم بابت قلم قوی که دارید فقط سکه برای من باز نمیشه و از پارت سی و دو رو نمیتونم وارد بشم من رمان ها رو سریع میخونم ولی الان با این مشکل روبه رو شدم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم مرسی از همراهی و نظراتت😍 توی کامنت قبلی که برام گذاشته بودی کامل توضیح دادم که چجوری می‌شه ادامه‌اش رو خوند اگه بازم مشکلی بود حتما بهم اطلاع بده

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    آقا یه سوال؟ساعت فرهاد ۲۴ میلیون تومن بود؟😳 خدایی این چه وضعشه؟من انگار تو یه کره ی دیگه ام اصلاً🤣جدی ۲۴ میلیون پول یه ذره کوکائین و ساعت مچیه یا من از غار اصحاب کهف اومدم بیرون؟🤣🤓فقط اون املته😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله دیگه اینجا هر شب برای ما داستان اصحاب کهف رخ می‌ده مگه نمی‌دونی؟😂 ساعت مچی داریم میلیون دلاری برات می‌رقصه🥴 کوکائین هم به شدت گرونه

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    سهیل و فرهاد منم همین طور 😂😂😂😂😂 خدالعنتش کنه با فریبرز دست ب یکی کردن خدا خفت کنه مرتضی🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینجا همه دارن از دست مرتضی حرص می‌خورن چون روی فرهاد تعصب دارن😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    میگم مصطفی داداش کپ نکنی این دوتا کارشون از دست گرفتم گذشته😂+۱۸شده۲ آره دیدم😂۳احترام بزرگترواجبه نه درهرصورتی معین اقاس ک چیزی نمیگه۴من فقط مهر پاکیزه توذهنمه وبس😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینو بگی سکته می‌کنه که... معینِ بیچاره هم آش نخورده و دهن سوخته😂اگه چیزی شد خون مصطفی رو گردن می‌گیری؟🥲

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    موافقم باهات مصطفی گوشتلخه😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    مردم برادر زن دارن فرهادم داره خداییش تکه مرتضی ینی قشنگ حال میکنم باهاش باهمه ی مشکلاتی ک درست میکنه برای فرهادو...بازم ستودنی رفتارش میخادهمچنان پرقدرت جاپاش پیش بقیه سفت باشه😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هم پرروعه هم دردسر ساز ولی منم دوسش دارم🤭

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    حق با امین بود مرتضی چیزیش نمیشه حرف راست وبایدازبچه شنید😁خوب با گولاخه ساخت وپاخت کردن این وسط یه لقب دیگه م گرفت مرتضی مایه ی عبرت😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در نتیجه مرتضی با موفقیت مخ عمو گولاخه رو هم زد😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    سال نو مبارک آزاده جون 😍ببخش من نتونستم تاامروز پارت بخونم وکامنت بزارم درگیرمهمون داری بودیم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت🌼سال نو تو هم مبارک😍عیبی نداره واقعا منم درگیر مهمان داری هستم دیر میام اینجا کامنت ها رو جواب بدم این روزا🥲

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    یعنی دارم از دیشب واسه فرهاد غصه میخورم.طفلی الکی الکی ۲۵تومن پول داد واسه مرتضی.خاک تو سرت مرتضی خاک. یعنی من جای فرهاد بودم دست گلشن رو میگرفتم دیگه نمیذاشتم بره خونه باباش. پسره پفیوز الدنگ مفنگی🤬

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به نظر خودت فرهاد زورش به گلشن می‌رسه بهش بگه دیگه نرو؟ مود امیرجلالی رو داره گلشن😂

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    نه گلشن واقعا دوست داشتنیه من دوسش دارم حرکاتشم قشنگه دلم میخوادسهیل بهش بگه مرتضی چه کلاهی سرفرهادگذاشته یه ذره مرتضی رو فحش کش کنه وقهرکنه دل من آروم بگیره.بچم یه زن گرفت از عالم و آدم داره میخوره🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    می‌بینم کسی از گلشن تعریف می‌کنه خوشحال می‌شم😁 اخه همه به خاطر فرهاد دوسش نداشتن💔

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    خداییش مرتضی تو این دنیا همتا نداره حالا بگین یعنی چی این؟😂😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اعصاب فولادین می‌خواد با مرتضی سرو کله زدن😂

    ۲ سال پیش
  • الناز

    1

    سال نو مبارک قلمت پایدار🌼🌼🌼

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم✨🥰

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    2

    نامرد مرتضی،بی شعور مرتضی.سال نو شما هم مبارک دوست عزیز

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم😍💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️