پارت سی و دوم :

توی حیاط خانه همه به دور یکدیگر جمع شده بودند. گلشن اعصابش بهم ریخته بود. شب را تا خود صبح نخوابیده بود و حالا هم احساس می‌کرد سرش در حال ترکیدن است. هزاران بار با خودش تکرار کرده بود که فقط خدا می‌داند مرتضی کی آدم می‌شود! فرهاد دستش را روی شانه‌ی او گذاشته بود و سعی می‌کرد آرامش کند.
- چیزی نشده که... الان وایسا سهیل بیاد می‌ریم مرتضی رو بر می‌گردونیم. غصه و اعصاب خوردی نداره این...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی در دنیای رمان رمان مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی در دنیای رمان رمان مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی در دنیای رمان رمان مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی در دنیای رمان رمان مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی در دنیای رمان

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    00

    عجب آدمیه این مرتضی 😠

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱ ماه پیش
  • مینو

    00

    گول خوردن که😂

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    00

    املت نان سنگک کنجدی میخوری 🤣🤣🤣🤣بعدازمیلیونی تودژاوو این جمله بیشترخنده داربودخوب ۴ساعت تاپارت جدید🤲

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    انقدر هم تکرار کردن آدم دلش می‌خواد🤭

    ۸ ماه پیش
  • اموزگار

    03

    وایییییییی واقعا که مرتضی منفورترین فرد این ماجراست حالم بدشد

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از مرتضی منفور تر هم داریم در پارت‌های آینده😅 البته مرتضی عین کنه می‌مونه

    ۸ ماه پیش
  • صدف

    00

    سلام آزاده جون ممنون از پاسخگویی شما بهتون تبریک میگم بابت قلم قوی که دارید فقط سکه برای من باز نمیشه و از پارت سی و دو رو نمیتونم وارد بشم من رمان ها رو سریع میخونم ولی الان با این مشکل روبه رو شدم

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم مرسی از همراهی و نظراتت😍 توی کامنت قبلی که برام گذاشته بودی کامل توضیح دادم که چجوری می‌شه ادامه‌اش رو خوند اگه بازم مشکلی بود حتما بهم اطلاع بده

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه

    00

    آقا یه سوال؟ساعت فرهاد ۲۴ میلیون تومن بود؟😳 خدایی این چه وضعشه؟من انگار تو یه کره ی دیگه ام اصلاً🤣جدی ۲۴ میلیون پول یه ذره کوکائین و ساعت مچیه یا من از غار اصحاب کهف اومدم بیرون؟🤣🤓فقط اون املته😂

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله دیگه اینجا هر شب برای ما داستان اصحاب کهف رخ می‌ده مگه نمی‌دونی؟😂 ساعت مچی داریم میلیون دلاری برات می‌رقصه🥴 کوکائین هم به شدت گرونه

    ۱۱ ماه پیش
  • پرنیا

    00

    سهیل و فرهاد منم همین طور 😂😂😂😂😂 خدالعنتش کنه با فریبرز دست ب یکی کردن خدا***کنه مرتضی🤦 ♀️

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینجا همه دارن از دست مرتضی حرص می‌خورن چون روی فرهاد تعصب دارن😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ایلما

    00

    میگم مصطفی داداش کپ نکنی این دوتا کارشون از دست گرفتم گذشته😂+۱۸شده۲ آره دیدم😂۳احترام بزرگترواجبه نه درهرصورتی معین اقاس ک چیزی نمیگه۴من فقط مهر پاکیزه توذهنمه وبس😁

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینو بگی سکته می‌کنه که... معینِ بیچاره هم آش نخورده و دهن سوخته😂اگه چیزی شد خون مصطفی رو گردن می‌گیری؟🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • ایلما

    00

    موافقم باهات مصطفی گوشتلخه😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ایلما

    00

    مردم برادر زن دارن فرهادم داره خداییش تکه مرتضی ینی قشنگ حال میکنم باهاش باهمه ی مشکلاتی ک درست میکنه برای فرهادو...بازم ستودنی رفتارش میخادهمچنان پرقدرت جاپاش پیش بقیه سفت باشه😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هم پرروعه هم دردسر ساز ولی منم دوسش دارم🤭

    ۱۱ ماه پیش
  • ایلما

    00

    حق با امین بود مرتضی چیزیش نمیشه حرف راست وبایدازبچه شنید😁خوب با گولاخه ساخت وپاخت کردن این وسط یه لقب دیگه م گرفت مرتضی مایه ی عبرت😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در نتیجه مرتضی با موفقیت مخ عمو گولاخه رو هم زد😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ایلما

    00

    سال نو مبارک آزاده جون 😍ببخش من نتونستم تاامروز پارت بخونم وکامنت بزارم درگیرمهمون داری بودیم

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت🌼سال نو تو هم مبارک😍عیبی نداره واقعا منم درگیر مهمان داری هستم دیر میام اینجا کامنت ها رو جواب بدم این روزا🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • آمینا

    10

    یعنی دارم از دیشب واسه فرهاد غصه میخورم.طفلی الکی الکی ۲۵تومن پول داد واسه مرتضی.خاک تو سرت مرتضی خاک. یعنی من جای فرهاد بودم دست گلشن رو میگرفتم دیگه نمیذاشتم بره خونه باباش. پسره پفیوز الدنگ مفنگی🤬

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به نظر خودت فرهاد زورش به گلشن می‌رسه بهش بگه دیگه نرو؟ مود امیرجلالی رو داره گلشن😂

    ۱۱ ماه پیش
  • آمینا

    00

    نه گلشن واقعا دوست داشتنیه من دوسش دارم حرکاتشم قشنگه دلم میخوادسهیل بهش بگه مرتضی چه کلاهی سرفرهادگذاشته یه ذره مرتضی رو فحش کش کنه وقهرکنه دل من آروم بگیره.بچم یه زن گرفت از عالم و آدم داره میخوره🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    می‌بینم کسی از گلشن تعریف می‌کنه خوشحال می‌شم😁 اخه همه به خاطر فرهاد دوسش نداشتن💔

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    00

    خداییش مرتضی تو این دنیا همتا نداره حالا بگین یعنی چی این؟😂😂😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اعصاب فولادین می‌خواد با مرتضی سرو کله زدن😂

    ۱۱ ماه پیش
  • الناز

    10

    سال نو مبارک قلمت پایدار🌼🌼🌼

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم✨🥰

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    20

    نامرد مرتضی،بی شعور مرتضی.سال نو شما هم مبارک دوست عزیز

    ۱۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم😍💚

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.