پارت چهل و دوم :

از درون جاکفشی ،کفشم را خارج و بر روی زمین نشستم تا بندهای کتانی‌ام را ببندم.صدای برخورد واکر فرشته را شنیدم و گفت:
_بگو دخترم چیزی نیاز داری ؟
کفش فرشته را نیز از جاکفشی خارج و جلوی پایش قرار دادم .کمکش کردم :
_می‌خواستم بدونم لباس‌های داخل کمد …اوم.. می‌تونم بدونم ماله کیه ؟
همگام با هم به سمت درب اصلی خانه رفتیم.خنده‌ای که بر صدایش تأثیرگذاشته گفت:
_سایه ..سایه اگه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!