ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت هفده :
سرمو روی زمین گذاشتم. انگار داشتم سجده میکردم. با صدای بلند گریه میکردم.
پندار کلافه گفت:
-این طوری نیست. پونه بزرگش کرده.
زندهست.
با شک و تردید سرمو بلند کردم. اشکامو با آستین لباسم پاک کردم و گفتم: ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
کیان
00خوب