من و یک دنیا دروغ به قلم آرزو شریفی
پارت هفتاد و هشتم :
شب قبل خواب پدرم را دیده بودم و این خواب بیقرارم کرده بود. آماده شدم که سری به مزار پدرم بزنم و خوشبختانه مادرم اصراری برای اینکه با من بیاید نداشت. یکی از مانتوهایی که هنوز برایم تنگ نشده بود را پوشیدم و فقط به زدن یک رژ رنگ نود بسنده کردم. با تاکسی به مزار پدرم رفتم. سر راه برای خیرات شیرینی کشمشی خریدم. پدرم عاشق این شیرینی بود بخصوص کنار چایی.
مزارش را با آب و گلاب نشستم و کنارش نشست
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ماهیلا
6چقدر این نغمه خودسره ۱- خودسرانه طلاق میگیره۲-ازدواج میکنه۳- به صدرا قول میده دیگه با پیمان حرف نزنه بعد سوار ماشینش میشه هرچی بلا سرش بیاد حقشه دختره نچسب فقط بلده آبغوره بگیره
۳ سال پیشماهیلا
2آخه یکی نیست به این مادر نغمه بگه چرا هنوز پیمانو تویهرمسیر نغمه قرار میدی مگه دیگه دخترت طلاق نگرفته ، ازدواج کرده و بارداره بازم پیمان بهش میگه با نغمه کار دارم *** اینکه نغمه کجاست و بهش میده ...
۳ سال پیشنسترن
2یعنی چی مثلا،جای حساس تموم شد🤨
۳ سال پیشنغمه
6واقعا نغمه خیلی ساده لوحه
۳ سال پیشسیتا
5میخوان قاچاقی از مرز رد بشن یا هم میخواد بچه نغمه و صدار رو بکشه
۳ سال پیشZarnaz
5شک ندارم که پیمان نغمه رو دزدید فقط خدا کنه بتونه فرار کنه وایییی نغمه به خدا که خیلی.... مگه صدرا نگفت باهاش نرووو🙆
۳ سال پیشامنه
3ای وای چ شد ک چه بشه. لعنت بهت پیمان کثیف
۳ سال پیشآمینا
10خاک تو سرت نغمه.شوهرت نگفت دیگه اسم پیمان رو گوشیت نبینم بعد تو پاشدی باهاش میری یعنی صدرا بذاره بره دل منم خنک شه اینقدره که تو خری
۳ سال پیشسارای
6وای وای 😱نغمه ی بی فکراحمق، ای توذاتت پیمان تا زخم نزنی نمیری که، چه بلایی سر نغمه میاره اخه،وای آرزو استرس گرفتم من😢😭🥺
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اا
0خانم شریفی رمان خیلی عالی انشا الاله موفق باشیداسم من فا طمه