پارت هفتاد و پنجم :

توی عالم خواب بودم که گرمای دست های مادرم را روی موهایم حس کردم. دوست نداشتم بیدار شوم و شاید هم به گرمای دست های مادرم روی موهایم نیاز داشتم که خودم را به خواب زدم.
- من مادر بدی برات بودم نه؟ فکر می‌کردم زندگیت خوبه، فکر می‌کردم اگه میگی با پیمان مشکل داری از بهونه گیریه...من از کجا باید میدونستم تو داری چه چیزهایی رو تحمل میکنی...کاش وقتی میومدی باهام حرف بزنی لال میشدم و جای نصیحت م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    1

    آخی صدرایی عصابم خودتو خورد نکن این پیمان خیلی چرت و پرت میگه دوست دارم خفش کنم نغمه هم با این دوروغ هاش باعث خراب شدن زندگیش نشه صلوات آفرین صدرا زنتون ببر تهران و از این نغمه که گفت دی ای ان خوب گفت

    ۳ سال پیش
  • سارای

    7

    واقعا لازم شد این پیمان رو نیست نابودش کنم مردک بیشرفت بی همه چیزرو🪓🗡🤜،واییی خدا من چقدرحرص خوردم این پارت😤😤،وای نغمه امان ازاین پنهون کاری هات😤

    ۳ سال پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    🍷 شربت بخور آروم شی. البته امیدوارم شربت باشه

    ۳ سال پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    🍷 شربت بخور آروم شی. البته امیدوارم شربت باشه

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    شربت نیست🤣🤣😂

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    صدرا نره با پیمان دعوا کنه بلا ملا سرخودشون بیارن . آخ عمرمون کوتاه شد ازبس حرص نغمه رو زدیم.توروخدا آخرشو خوش بنویس این روزها رو فراموش کنیم

    ۳ سال پیش
  • رویا

    2

    عالی بود کاش رابطه صدرا و نغمه بهم نخوره🥲

    ۳ سال پیش
  • پارمیس

    1

    پیمان ازت متنفرم غلط کردم پشتتت بودم اشغال لاشی

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    7

    واقعاً خیلی بی شعوروپسته پیمان واقعاهمه ی اون حرفاراچطورروش شده به صدراگفته؟اعصابم به هم ریخت چون می دونم توواقعیت هم یه سری آدماهمینقدراحمق وبی شرف هستن که آبروی یه زن که زمانی ناموسشون بوده راببره😔

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    4

    پیمان دردش چیه آخه هیچکی جواب نداره دردپیمان چئیییییییییییییی

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    8

    آخ نغمه وقتی صدرا اینقدر دل به دلت میده چرا باهاش مثل آدم حرف نمیزنی بعد میگی به من اعتماد نداری دختره ی *** اعصاب پسر بیچاره رو خاکشیر کردی.آره صدرا زنتو وردار ببر گور بابای خانوادش بگو زنمه باید پیشم

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️