پارت نود و ششم :

کل خانه در تب و تاب بودند و شهاب بی قرارتر از قبل. خلاصه بعد از گذراندن یک دوره ی طولانی و سخت، به هدفی که مد نظر داشت دسترسی پیدا کرده بود و اکنون یک نفس راحت می کشید. مقاومت نیلو شکسته بود و پدر و مادرش را مجبور کرده بود از موضع خود کوتاه آمده و کمی هم به اطرافشان توجه کنند.
عصمت و قدیر تمام زندگی شهاب بودند. و شهاب هرگز اجاز نمیداد احدی به زندگی او اهانت کند. هرچند، بعد از این نیلو هم قØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    الان سرکله هوشیارپیدانشه حال دریاگرفته بشه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️