سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و بیست و سوم :
آهی کشیدم و شانه ای بالا انداختم.
حس کردم سکوت کر کننده است... اصلا دوست نداشتم در سکوت بنشینم. احساس می کردم که هر آن صدا های داخل ذهنم دیوانه ام می کنند. خنده پدرام بود و حرف هایش که روی دور تکرار افتاده بود و هزار باره پخش می شد. سرم پر از تصویر بود... تصویر هایی گاها مبهم و خاطره هایی آزار دهنده که مدام دلتنگ ترم می کردند. در دلم چیزی میگفت که توهم نیست و عقلم با تمام قوا، بر سرش فریاد
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
(・∀・)
11جا داره بگم در این رمان به انوشا هم شک دارم😶 چه برسه به بقیشون
۶ سال پیشرومینا
6آقا قشنگ معلومه که مهتاب داره یه چیزی رو از انوشا مخفی میکنه ها ضایعه اصلا😒😒😒😏😏😏
۶ سال پیشⓂ
4با توجه به شواهدی که هست کاملا معلوم و واضحه که پدرام زنده و نمیخاد انوشا بفمه و دردسر جدیدی براش درست کنه میخاد با زندگی الانش کنار بیاد منتها شهاب و دوستاش رو قسم داده اگه واقعا دوستش هستندچیزی نگن
۶ سال پیشآرام
6مهتاب یه چیز خیلی مهم رو داره قایم میکنه
۶ سال پیشهستی
16یه جوری میگه شهاب گفت انگار پوآرو گفته
۶ سال پیشدختر طبیعت
14به نظره من مهتاب می دونه که پدرام زنده ولی شهاب نمیزاره بهش بگن نمی دونم چرا ولی احساس می کنم هرچی که میگذره بیشتربه شهاب شک می کنم چون احساس میکنم که پدرام زندس نمی دونه چراولی دلش نمی خوادکسی بدونه
۶ سال پیشم
19انوشا خودش باید دست بکار بشه بره دنبال واقعیت بگرده
۶ سال پیشپرستو
16نمیدونم چرا یه حسی بهم میگ مهتاب خائن خیلی مشکوک میزنه کاراش و حرفاش نرمال نیست خیلی زود با مسئله پریزاد کنار اومد اینم از قضیه پدرامو که بهش گفت انگار براش عجیب بود یه حسی دارم ناجور 🤔
۶ سال پیشShima
4یه دلیلی داره که بش دروغ میگن من مطمئنم شهاب زندس ولی نمیگن بش لنتی این رمانوهیجانی ترکنین لطفا:
۶ سال پیشسایه
9شاید پدرام زندست و ازدواج کرده و بچه داره برای همین بهش میگن پدرام مرده
۶ سال پیش...
7وای خدا یعنی ممکنه پدرم زنده باش دلم برای پری میسوزه گناه داره 🤧😰😥
۶ سال پیشراحی
17کلی سوال تو ذهنم... پدرام زنده است؟پس چرا قبر داره....اگ مرده پس اون کی بوده انوشا دیده... چرا مهتاب چیزی نمیگه چ بلایی سر پدرام اومده...چرا خودش رو مخفی کرده شهاب و مهتاب هم خیلی مشکوک هستن... 🤔
۶ سال پیشدهه هشتادی
21من که میگیم توهم نبوده حتما زندانی چیزی کردنش آخی ولی خدای چقدر سخته از دلتنگی عذاب بکشی ولی دستت به هیچ جا نرسه این پریزاد اینقدر عاشق هست که اگه حتی زنده باشه به سن و سالش فکر نکنه؛؛
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

گیسو
1من جای انوشا بودم یه نامه میزاشتم و خودمو گم و گور میکردم و خودم تنهایی دنبال ماجرا می افتادم کم کم همه دارن به جای اونجا تصمیم میگیرن