پارت نوزده :

سوالی به مزدا نگاه کردم و دهن باز کردم بگم چرا باید بهت زنگ بزنه؟ که یهو صدای جیغ و دادی از بیرون، باعث شد دهنم بسته بشه و با تعجب به مزدا نگاه کنم!
مزدا فورا از اتاق بیرون رفت و منم دنبالش رفتم!
اون دختری که درو برامون باز کرده بود با گریه دست یکی از دختر هارو پس زد و اومد سمت مزدا!
با عجز شکایت کرد-مزدا...دختره کثافت زد پایپم و شکوند...هزار تیکش کرد عوضی!
مزدا یهو بازوی لاغرش و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!