قاب عکس کهنه به قلم آرزو رضایی انارستانی
پارت چهل :
لیلا
من خوب میفهمیدم طوبا هر روز، چقدر تغییر میکند. هنوز حال روحیاش عادی و گریههایش تمام نشده بودند. اما تغییرات دیگری هم کرده بود. از همان دمدرآوردنها که ماه منیر میگفت. مشخص بود خود را مالک هر چه که داریم و همه کاره میداند. محمد باعث شده بود خیالات برش دارد. بالاخره او برای عزت پسر آورده بود. اگر نازخاتون بر بنای رفتار قبلی میبود، مطمئنم هر روز با طوبا جدل و گیس کشی د
لطفا صبر کنید...
