پارت چهل :

لیلا
من خوب می‌فهمیدم طوبا هر روز، چقدر تغییر می‌کند. هنوز حال روحی‌اش عادی و گریه‌هایش تمام نشده بودند. اما تغییرات دیگری هم کرده بود. از همان دم‌درآوردن‌ها که ماه منیر می‌گفت.‌ مشخص بود خود را مالک هر چه که داریم و همه کاره می‌داند. محمد باعث شده بود خیالات برش دارد. بالاخره او برای عزت پسر آورده بود. اگر نازخاتون بر بنای رفتار قبلی می‌بود، مطمئنم هر روز با طوبا جدل و گیس کشی د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!