پارت سی و ششم :

آریا لام تا کام حرفی نزد.فریاد زدم:
_برو کنار مرتیکه .اونا دو ساله منو بازی دادن.دو سال شوهرم با دستگاه شنود منو کنترل می‌کرده تا جای سکه‌های که ماله منه رو پیدا کنه .دو سال تمام.میفهمی؟
آریا دست‌هایش را که به چارچوب در گرفته بود برداشت .دست به سینه جلوی رویم ایستاد و گفت:
_اگه الان از این در بری بیرون دیگه کمک منو نداری .اگه بری و دادو بیداد کنی فقط همه چیزو بدتر می‌کنی یکم با س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان تاریکترین سایه فاطمه مهدیان دنیای رمان رمان تاریکترین سایه فاطمه مهدیان دنیای رمان رمان تاریکترین سایه فاطمه مهدیان دنیای رمان رمان تاریکترین سایه فاطمه مهدیان دنیای رمان

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.