پارت صد و نهم :

چند لحظه با دهانی باز به چهره‌های آن دو نگاه کرد. مادر و پدر فرهاد با او چه کاری داشتند؟ نکند می‌خواهند او را از زندگی پسرشان بیرون بیاندازند؟ آب دهانش را به سختی بلعید و از خود پرسید تا کی قرار است از این خانواده بترسد؟ اما وَر بدبینی‌اش مدام به او نهیب می‌زد که در را باز نکند و اتفاق خوبی نخواهد افتاد. ای کاش حداقل پناهش توی خانه بود...
تکیه به در زد و سعی کرد صدایش بالا نیاید تا وان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مژی

    0

    وایییی چقد فرهاد و عطا بامزن🙊😍

    ۴ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    وایی فقط عطا میگه به شوهر گلشن زنگ بزن خبر بده 🤣👏ایوللل عطا عاشقتم رفتی تو لیست پیش مرتضی 😎😁😘این وشخصیت خیلی خففن لطفا نقششون داخل مونالیزا زیاد کن آزاده جونم که ما کلی بخندیم مرسی 🤭😘

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    طفلی فرهاد به این خوبی... همیشه هم به جای باباش شیفت می‌رفت... نمی‌دونم چرا عطا انقدر ندید می‌گیره این بچه رو🥺 ولی خوب میشناستش می‌دونه چقدر پرروئه

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    ای ای از قمر الملوک خیلی بدم میاد چون از گلشن ناز مهربونم خوشش نمیاد🤬وایییی عطا چقد دختر ها رو دوست داره عاشقشم ❤️هوراااا مامان فرهاد معذرت خواست یه دست و جیغ و هوراااا💃👏🥳

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قمرالملوک رو به خاطر فرهاد دوسش داشته باشیم😂 حامی قدرتمند فرهاد میرزا

    ۲ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    1

    گفتی مونالیزا با دژاوو در ارتباطه یا من اشتباه برداشت کردم ؟ یعنی مثلا ممکنه گندش دربیاد ک عطا رئیس مافیاهاس ؟ 🤣 اصلا هم ذهنم مسموم نیست !

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه گلم شما قیمه ها رو ریختی تو ماست ها🤣🤣🤣 مونالیزا درمورد فریال هستش و ربطی به اون رمان مافیایی نداره اصلا. اون مافیایی جداست

    ۳ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    0

    عه واقعا ؟ اقا من مافیایی میخوامممم چ دوقی هم کرده بودمااا 😑😑😑

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رای نیاورد🥲💔

    ۳ سال پیش
  • یاس کبود

    1

    ۱۸سالمه//رمانتون باحاله و آبکی نیس، بعد عاشق ابراز محبتای عطا به فرهادم😂😂😂بنظرم از عشق زیادع چون خودمم با کسی ک دوسش دارم تقریبا همینطوریم، مرسی بابت رمان قشنگتون، اسم و معنیشم خیلی زیباست

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از محبتت😍💚 منم خیلی رابطه‌ی بین این پدر و پسر رو دوست دارم😍

    ۳ سال پیش
  • یاس کبود

    0

    قلمتون پایدار، انشاءالله همیشه بدرخشین

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت مرسی عزیزم😍💚

    ۳ سال پیش
  • پناه

    0

    خب بنده17سالمه وبایدبگم رمان عالیههه اون بخش هایی که آهنگ هست به قدری با موضوع تو یه خطه که واقعا آدم تا اعماق وجودش احساس می کنه اون ناراحتی و چقدر من گریهههه کردم سر این بخشاوباید گف بهترینی قشنگممم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزممم مرسی😍💚بله آهنگ هامون هماهنگه🫂 مرسی از نظرت این هماهنگی برام خیلی مهم بود☺️

    ۳ سال پیش
  • Prya

    0

    مرسی آزاده قشنگ من..💚 امیدوارم امشب پارت آخر نباشه🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه امشب پارت آخر نیست منتها فردا شب پارت آخره🥲

    ۳ سال پیش
  • مبینا

    0

    پشمام واقعا ۲۷ سالته چرا حس میکنم بهت نمیاد به قلمت میخوره که ی ۲۷ سالت باشه ولی اطلاعات رو میخونم حس میکردم ۲۰ سالته آخه خیلی شیرین ذوق میکنی😍😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای قربونت😍😍😍💚 سن و سال درونیم از بیست و هفت کمتره🙈

    ۳ سال پیش
  • رها

    1

    سلام عزیزم عالی بود خداقوت ♥️💞منتظر پارت بعدیت هستم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام گلم ممنون😍💚

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    0

    نه من منظورم اینگه پارت هارو حداقل روزی 20 پارت میزاشتین

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    روزی بیست تاااااااا😳😦 من روزی یه پارت هم نمی‌نویسم واقعا🙈شما یه پارت از یه رمان رو توی پنج دقیقه می‌خونید ولی نویسنده‌اش توی چندین ساعت اون رو نوشته🥲

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    0

    آزاده عزیزم اشتباه شده ببخشید ❤️❤️وگرنه تو که هم خوش قولی هم به موقع پارت میزاری و اون پارت زیاد واین خیلی خوبه🌹🌹

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اشکالی نداره گلم نمی‌دونم جریان چی بود دیروز دو تا کامنت اشتباه دریافت کرده که در اصل باید واسه بقیه رمان ها می‌رفت🤭

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    سلاممم ۱۸ سالمه من/ خب در اصل خلاصه اش منو جذب کرد /منم افسرده شدم دژاوو ی عزیزم🥺 باورت میشه موقع خوندن دژاوو ناخوداگاه با خوشحالیشون لبخند عمیق میزنم مامانمم چپ چپ نگام میکنه😂😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چه جالب که گفتی از خلاصه‌اش😍💚 آخه همیشه که می‌خوام خلاصه بنویسم خیلی درگیرم که چی بنویسم که هم داستان رو لو نده و هم اینکه بهش ربط داشته باشه🥲

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    منم یه آهنگ امشب گوش دادم فقط فرهاد و گلشن و حرفاشون اومدن تو ذهنم. (آهنگ دیوونه از محسن چاووشی )انگار از زبون فرهاد میخونه. دلمون تنگید برا فرهاد میرزا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اصلا همه‌ی آهنگ های عاشقانه انگار واسه این فرهاد میرزاست🤣

    ۳ سال پیش
  • ستاره

    0

    وای من چجوری بدون دژاوو زندگی کنم سخته//: منم گریم گرفت برا پارت امشب ،چونکه بنظرم تا وقتی یچیزی رو از دست ندی قدرشو نمیدونی. سنمم نوشتمممممم 🫂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم😍💚 باعث افتخاره که رمان رو این همه دوسش دارید🥲🫂

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    1

    رمان داره تموم میش ومن ناراحت،ولی هنوزم تلفظ دژاوو ندونستم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ناراحت نداری که بچه‌هاااا🥲💚 تلفظش هم حیف که حروف انگلیسی پشتیبانی نمی‌شه اش. دِژآوْوُ دیگه همین‌قدر از دستم براومد😂

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    0

    😂😂🙏

    ۳ سال پیش
  • شمیم

    0

    Deja vu اینجوری بخونش عزیز دژاوو یعنی آشناپنداری. دیدی یه وقتی میری یه جایی که به خیالت تا حالا نرفتی اما حس آشنایی بهت میده؟ این همون دژاووئه. دیدی بوی یه عطر آشنا میزنه برات؟ اینجا هم یه عشق....

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت مرسی از توضیحات قشنگت🫂 حروف انگلیسی رو برنامه پشتیبانی نمی‌کنه و نوشته‌ات رو فقط من می‌تونم بخونم و نمایش داده نمی‌شه

    ۳ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    0

    💙

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
کپی شد!