راز شبانه به قلم ساناز لرکی
پارت بیست و دوم :
شبانه آرام مرد را نگریست و توی سرش سنجید که آنچه که او میگوید برای متهم کردن مهراد و شاید هم آراز کافی نیست شبانه نفهمید منصوری چطور افکارش را از چشمهایش خواند اما وقتی از جا بلند شد زیر لب زمزمه کرد:
_ باشه بچه جون بیشتر میخوای باشه
شبانه دلش میخواست جیغ بکشد و التماس کند که نکن تمام باورهای مرا روی سرم خراب نکن اما با سوال منصوری جا خورد
_عکسی از مادرت داری؟
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ویونا
0چون شبانه و بزرگ کرده میخواد کنترلش کنه و سالم نگهش داره دوسش نداره؛
۵ ماه پیشویونا
2مهراد روانیه واقعی این داستانه
۵ ماه پیشاکرم بانو
2منصوره نسبتی داره باشبانه؟
۹ ماه پیشMah
1خانوم نویسنده عالیهههههههه رمانتون عاشق قلمتونمممم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ سال پیشMah
12به نظرم مهراد از همه زنا متنفره چون مادرش این کاره بوده دوس داره عذابشون بده و شبانه برای اون پاک ترین زنه و براش مقدسه دوس داره اون پاک بمونه
۱ سال پیشههی
12چرا سرعت ماشینو حس میکردم😂
۱ سال پیشMah
3وای دقیقا منمم 🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشHelia
6بلاخره مهراد خودشم نمیدونه چی میخواد
۱ سال پیشSodaba
0آها آقا مهراد دل داده رفته
۱ سال پیشزهرا
0مهراد عاشق ریحانه شده
۱ سال پیشsyt
4دو تا پارت تکراریه عزیز
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nina
0ریحان صید جدید مهراده. چه سرانجامش به کارای کثیفشون بکشه چه مهراد عاشقش بشه بازم بدبخت و قربانیه. کلا مهراد هر نقشی تو زندگی کسی داشته باشه اونو بدبخت میکنه.🤣