پارت چهارده :





-فکر خوبی کردی. شیدا چند باری گفته خونه‌ی خودمون برای کارم بهتره.
سرش را تکانی داد و گفت:
-آره! بزار به کارش برسه اینقد اعصاب همو خرد نکنن به‌خاطر این چیزا. طاها بچه‌مم از فکر خونه اجاره‌کردن بیاد بیرون.
تعجب کرد از حرف خواهرش:
-مگه دنبال خونه رفته؟
فاطمه در حال جمع کردن خُرده‌های نانِ توی سفره، گفت:
-آره! با من حرف زد، از اون هفته به هر بنگاهی سر زد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    وای چقدر این دوتا خواهر دوست داشتنی ان ،زهرا هم خوب خونه خاله ای گیر آورده برا خودش

    ۱ سال پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    واقعا مخصوصا فاطمه

    ۱ سال پیش
کپی شد!